سورپرایزهای هومن سیدی در «وحشی 2» و دو سکانس طلایی قسمت یازدهم: وحشت و فروپاشی

طرح از: شبنم رضوانی

سورپرایزهای هومن سیدی در «وحشی 2» و دو سکانس طلایی قسمت یازدهم: وحشت و فروپاشی

زمانی که شخصیت اصلی یک سریال با دقت و ظرافت ساخته شود، زمینه‌چینی‌ها و روابط علت و معلولی مستحکم باشند و بازی بازیگران بدون نقص پیش برود، نتیجه‌اش می‌شود سکانس درخشان تعقیب و گریز در قسمت یازدهم سریال «وحشی2». این سکانس چنان نفس مخاطبان را بند می‌آورد که حتی پس از آرام شدن اوضاع، تأثیرش از بین نمی‌رود. هومن سیدی کاری کرده که مخاطبان می‌توانند تمام جزئیات رفتاری و واکنش‌های احساسی داوود اشرف را درک کنند و هر لحظه نگران باشند مبادا اتفاقی دیگر رخ دهد و آزادی او دوباره سلب شود. تا حدی که حتی از کمک نکردن داوود به زنی مستأصل که فرزندش بیمار است، نفس راحتی می‌کشند؛ رفتاری که در ظاهر غیرانسانی و آزاردهنده است اما در چارچوب این داستان و پس از وقایع رخ داده، حتی این عمل غیرانسانی هم منطقی و قابل درک به نظر می‌رسد.

فصل دوم سریال «وحشی» در دوازده قسمت ساخته شده و هفته آینده به پایان می‌رسد. اتفاقات قسمت یازدهم مسیر داستان را دوباره تغییر می‌دهد و داوود را در شرایطی جدید قرار می‌دهد.

سورپرایزهای هومن سیدی در «وحشی 2» و دو سکانس طلایی قسمت یازدهم: وحشت و فروپاشی

زمینه‌چینی دقیق

از زمانی که داوود و سلیم از تیم خسرو جدا شده و در حال فرارند، همواره این نگرانی وجود دارد که بالاخره گیر بیفتند و زندگی‌شان دوباره نابود شود. فضا ناامن است و این عدم اطمینان همیشگی باعث شده ما هم به عنوان مخاطب هر لحظه آنها را در خطر ببینیم. وقتی به سمساری می‌روند یا برای دزدی به خانه‌ها وارد می‌شوند، وقتی برای مذاکره با یعقوب اقدام می‌کنند و وقتی حتی در مسافرخانه و هتل ساکن می‌شوند، منتظریم بالاخره اتفاقی رخ دهد. خسرو و دارودسته‌اش به قدری خطرناک معرفی شده‌اند که می‌دانیم گیر افتادن دوباره داوود و سلیم به معنای پایان راهشان خواهد بود و همین موقعیت را حساس‌تر می‌کند. با چنین پیشینه‌ای است که سکانس مهم قسمت یازدهم رقم می‌خورد و نفس‌ها را بند می‌آورد.

سورپرایزهای هومن سیدی در «وحشی 2» و دو سکانس طلایی قسمت یازدهم: وحشت و فروپاشی

یک بحران واقعی

در حالت عادی می‌شد پیش‌بینی کرد که دست یعقوب به عنوان کسی که آشپزخانه شیشه داشته، با دارودسته خسرو در یک کاسه باشد اما هومن سیدی موقعیت را طور دیگری پیش می‌برد. درست وقتی داوود اسلحه را به سلیم می‌دهد و یکه و تنها سر قرار می‌رود، این یعقوب است که در لحظه حساس نجاتش می‌دهد. در واقع سیدی تنش را از طریق دیگری وارد می‌کند و اجازه نمی‌دهد آدم‌هایی جواب آمیرزا که ظاهراً امن به نظر می‌رسند، به سادگی سیاه شوند. داوود در این سکانس در حالی که ترس و وحشت از چهره‌اش می‌بارد، به دنبال راه فرار است. او مدام با موانعی روبرو می‌شود که راه را بر او سد می‌کنند. ماشین روشن نمی‌شود، سه موتورسوار مسلح از پشت سر در حال نزدیک شدنند و یک نفر مدام به ماشین می‌کوبد. داوود با سرعت عمل پیش می‌رود و بالاخره می‌تواند به سلیم برسد. آنها نهایتاً نجات پیدا می‌کنند اما برنده این میدان نیستند، چون این وحشت تمام نمی‌شود. داوود و سلیم در تمام مدتی که در حال فرارند و حتی شلیک می‌کنند، شمایلی از دو بازنده به نمایش می‌گذارند. دو آدم معمولی که بلد نیستند یک نقشه ساده بکشند و حتی در سکانس‌های تعقیب و گریز هم شمایلی از یک قهرمان ندارند.

فرو ریختن انسانیت

داوود اشرف که پنج سال پیش به خاطر کمک به دو کودک زندگی‌اش را به باد داد، در قسمت یازدهم بار دیگر در موقعیتی مشابه قرار می‌گیرد. او بعد از اینکه به ماشینش می‌رسد، در جاده‌ای با زنی مواجه می‌شود که بچه‌ای به بغل به طرفش می‌آید و با استیصال از او کمک می‌خواهد. داوود می‌ایستد و نگاهش می‌کند. در آن چند لحظه بخصوص، نه تنها داوود که همه مخاطبان با هم دچار تردید می‌شوند. انسانیت می‌گوید داوود باید زن را نجات دهد اما پیشینه داوود و اتفاقاتی که در این پنج سال از سر گذرانده، روی کمک کردن او خط سیاه می‌کشد. انگار هومن سیدی با این مکث طولانی اجازه می‌دهد مخاطبان با خودشان خلوت کنند و با مرور همه چیز، ته دلشان از داوود بخواهند که دیگر نایستد و برود. کارگردان کاری می‌کند که در آن لحظه بخصوص، نقض یک عمل انسانی برای تک تک مخاطبان یک عمل خوشایند به نظر برسد و وقتی داوود در پایان این لحظات پایش را روی گاز می‌گذارد، همه نفس آرام بکشند. اینجاست که همه دچار احساسی متناقض می‌شوند و کارگردان به هدفش که درک یک موقعیت توسط مخاطبان است، می‌رسد.

سورپرایزهای هومن سیدی در «وحشی 2» و دو سکانس طلایی قسمت یازدهم: وحشت و فروپاشی

مورد ویژه سلیم

بارها درباره قدرت بازیگری جواد عزتی و نگار جواهریان نوشته‌ایم. با این حال باید بگوییم برگ برنده قسمت یازدهم بدون شک سلیم است. محمد صابری طوری در نقش سلیم جا افتاده که انگار واقعاً خود سلیم است و اصلاً چیزی به اسم نقش بازی کردن وجود ندارد. صابری از ابتدای فصل دوم «وحشی» درخشان ظاهر شده اما در یکی دو قسمت اخیر به خصوص در قسمت یازدهم بالاتر از انتظار پیش رفته است. طرز ادا کردن کلمات، تشدیدی که روی بعضی از حروف می‌گذارد و اصطلاحاتی که استفاده می‌کند، انگار فراتر از دیالوگ‌هایی است که برایش نوشته شده است. او می‌داند هر جا باید چه کلمه‌ای را چگونه به کار ببرد که حس آن لحظه دقیق حفظ شود. سادگی را در تمام وجوه رفتاری‌اش می‌شود دید. طوری راجع به هتل و استخر و استیک و صفایی که می‌کند حرف می‌زند که انگار بالاترین حد خوشی برایش همین است. چیزی از زندگی نمی‌خواهد و حاضر است در لحظه از صفر شروع کند و همین هم مهمترین ویژگی این شخصیت را می‌سازد. او زرنگ است و همه کار ازش برمی‌آید و این ویژگی را با شلیک‌های بی‌محابایش در سکانس تعقیب و گریز به نمایش می‌گذارد اما در عین حال سادگی‌اش آنقدر به چشم می‌آید که نمی‌توانیم به او شک کنیم.

«وحشی2» به نویسندگی و کارگردانی هومن سیدی، دوشنبه‌ها در پلتفرم فیلم‌نت منتشر می‌شود.